gyroskopisch
ژیروسکوپی، با استفاده از ژیروسکوپ
Bedeutungen
1
مربوط به ژیروسکوپ یا عملکرد آن؛ مبتنی بر اصول ژیروسکوپ.
- Das Flugzeug verfügt über eine gyroskopische Stabilisierung.این هواپیما دارای تثبیتکننده ژیروسکوپی است.
- Die gyroskopische Kamera sorgt für ruhige Aufnahmen, auch bei Bewegung.دوربین ژیروسکوپی حتی در حین حرکت، تصاویری ثابت را فراهم میکند.
- Ein gyroskopischer Effekt hält das Gleichgewicht.یک اثر ژیروسکوپی تعادل را حفظ میکند.