häbig
آرام، مؤدب، سر به راه، خوشرفتار (عامیانه، بیشتر برای کودکان)
Bedeutungen
1
در زبان عامیانه، به ویژه در مورد کودکان، به معنای آرام، مؤدب، مطیع و خوشرفتار.
- Das kleine Mädchen war sehr häbig und saß brav am Tisch.دختر کوچک خیلی سر به راه بود و مودبانه پشت میز نشسته بود.
- Er ist ein häbiger Junge, der nie Ärger macht.او پسر خوشرفتاری است که هیچوقت دردسر درست نمیکند.
- Sei bitte häbig und hör auf deine Eltern.لطفاً مؤدب باش و به حرف والدینت گوش کن.