häckseln
خرد کردن (با دستگاه)، ریز ریز کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas häckseln)
مواد خشک مانند کاه، چوب، کاغذ یا علوفه را با دستگاه به قطعات کوچک خرد کردن یا ریز ریز کردن.
- Der Landwirt häckselt das Stroh für seine Tiere.کشاورز کاه را برای حیواناتش خرد میکند.
- Wir müssen das Altpapier häckseln, bevor wir es entsorgen.ما باید کاغذهای باطله را قبل از دور ریختن خرد کنیم.
2
Akkusativ (jemanden / etwas häckseln)
به صورت استعاری: چیزی را به قطعات کوچک تقسیم کردن یا آن را به شدت نقد کردن.
- Der Kritiker häckselte das neue Buch des Autors.منتقد، کتاب جدید نویسنده را به شدت مورد انتقاد قرار داد.
- Die Informationen wurden in kleine Teile gehäckselt.اطلاعات به بخشهای کوچک تقسیم شد.