häckseln

Aussprache: /ˈhɛksl̩n/
Worttrennung: häck·seln
فعل

خرد کردن (با دستگاه)، ریز ریز کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas häckseln)

مواد خشک مانند کاه، چوب، کاغذ یا علوفه را با دستگاه به قطعات کوچک خرد کردن یا ریز ریز کردن.

  • Der Landwirt häckselt das Stroh für seine Tiere.کشاورز کاه را برای حیواناتش خرد می‌کند.
  • Wir müssen das Altpapier häckseln, bevor wir es entsorgen.ما باید کاغذهای باطله را قبل از دور ریختن خرد کنیم.
2 Akkusativ (jemanden / etwas häckseln)

به صورت استعاری: چیزی را به قطعات کوچک تقسیم کردن یا آن را به شدت نقد کردن.

  • Der Kritiker häckselte das neue Buch des Autors.منتقد، کتاب جدید نویسنده را به شدت مورد انتقاد قرار داد.
  • Die Informationen wurden in kleine Teile gehäckselt.اطلاعات به بخش‌های کوچک تقسیم شد.