häkelig

Aussprache: /hɛːkəlɪç/
Worttrennung: hä·ke·lig
صفت

پیچیده، دشوار، حساس

Bedeutungen

1

نیاز به دقت و توجه زیاد دارد؛ پیچیده، دشوار و حساس؛ اغلب برای توصیف وظایف، موقعیت‌ها یا افراد به کار می‌رود که برخورد با آن‌ها آسان نیست و نیاز به ظرافت دارد.

  • Die Reparatur des alten Geräts war eine häkelige Arbeit.تعمیر دستگاه قدیمی کاری دشوار بود.
  • Er ist ein häkeliger Mensch, der leicht beleidigt ist.او فردی حساس است که به راحتی ناراحت می‌شود.
  • Die diplomatische Mission war sehr häkelig und erforderte große Vorsicht.ماموریت دیپلماتیک بسیار بغرنج بود و نیاز به احتیاط زیادی داشت.