häkelig
پیچیده، دشوار، حساس
Bedeutungen
1
نیاز به دقت و توجه زیاد دارد؛ پیچیده، دشوار و حساس؛ اغلب برای توصیف وظایف، موقعیتها یا افراد به کار میرود که برخورد با آنها آسان نیست و نیاز به ظرافت دارد.
- Die Reparatur des alten Geräts war eine häkelige Arbeit.تعمیر دستگاه قدیمی کاری دشوار بود.
- Er ist ein häkeliger Mensch, der leicht beleidigt ist.او فردی حساس است که به راحتی ناراحت میشود.
- Die diplomatische Mission war sehr häkelig und erforderte große Vorsicht.ماموریت دیپلماتیک بسیار بغرنج بود و نیاز به احتیاط زیادی داشت.