häkerln
دست انداختن، شوخی کردن (با لحن کمی تمسخرآمیز)
Beispiele
- [August Starek:] Ich ''bin'' früher oft ''gehäkerlt worden'', ich wäre wegen meiner sieben Jahre bei Rapid ein ‚Erzrapidler‘ gewesen.[آگوست استارک:] قبلاً اغلب مرا دست میانداختند که چون هفت سال در راپید بودم، یک «راپیدی متعصب» هستم.