hälingen

Aussprache: /ˈhɛːlɪŋən/
Worttrennung: hä·lin·gen
قید

مخفیانه، پنهانی، دزدکی (واژه قدیمی/منطقه‌ای)

Bedeutungen

1

به صورت پنهانی، مخفیانه و بدون جلب توجه؛ دزدکی.

  • Er schlich hälingen aus dem Haus, um niemanden zu wecken.او مخفیانه از خانه بیرون خزید تا کسی را بیدار نکند.
  • Sie tauschten hälingen geheime Informationen aus.آنها اطلاعات محرمانه را دزدکی مبادله کردند.
  • Der Dieb hat hälingen die Tür geöffnet.سارق به طور پنهانی در را باز کرد.