hälingen
مخفیانه، پنهانی، دزدکی (واژه قدیمی/منطقهای)
Bedeutungen
1
به صورت پنهانی، مخفیانه و بدون جلب توجه؛ دزدکی.
- Er schlich hälingen aus dem Haus, um niemanden zu wecken.او مخفیانه از خانه بیرون خزید تا کسی را بیدار نکند.
- Sie tauschten hälingen geheime Informationen aus.آنها اطلاعات محرمانه را دزدکی مبادله کردند.
- Der Dieb hat hälingen die Tür geöffnet.سارق به طور پنهانی در را باز کرد.