abhalten

Aussprache: /ˈapˌhaltn̩/
Worttrennung: ab·hal·ten
فعل

برگزار کردن، بازداشتن، مانع شدن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas abhalten)

برگزار کردن، ترتیب دادن یا اجرای یک رویداد مانند جلسه، امتحان، مراسم، کنفرانس یا جشن.

  • Wir werden am Freitag eine Konferenz abhalten.ما روز جمعه یک کنفرانس برگزار خواهیم کرد.
  • Die Schule hält bald eine Elternversammlung ab.مدرسه به زودی یک جلسه اولیا و مربیان برگزار می‌کند.
2 Akkusativ + von + Dativ

کسی را از انجام کاری بازداشتن، مانع شدن یا جلویش را گرفتن.

  • Das schlechte Wetter hielt uns davon ab, spazieren zu gehen.هوای بد ما را از رفتن به پیاده‌روی بازداشت.
  • Nichts konnte ihn von seinem Vorhaben abhalten.هیچ چیز نتوانست او را از نقشه خود منصرف کند.