wachhalten
بیدار نگه داشتن، زنده نگه داشتن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden wachhalten)
کسی را مانع از خوابیدن شدن و بیدار نگه داشتن، معمولاً با صحبت کردن، سر و صدا یا محرکهای دیگر.
- Die laute Musik hielt die ganze Nacht die Nachbarn wach.موسیقی بلند تمام شب همسایهها را بیدار نگه داشت.
- Er trank starken Kaffee, um sich wachzuhalten.او قهوه غلیظ نوشید تا خود را بیدار نگه دارد.
2
Akkusativ (etwas wachhalten)
خاطره، یاد، موضوع بحث یا توجه را فعال، زنده و مورد توجه نگه داشتن.
- Die Gedenkstätte soll die Erinnerung an die Opfer wachhalten.این یادبود باید خاطره قربانیان را زنده نگه دارد.
- Die Diskussion über Klimawandel muss wachgehalten werden.بحث در مورد تغییرات اقلیمی باید فعال نگه داشته شود.