mithalten
همگام بودن، رقابت کردن، همراهی کردن
Bedeutungen
1
mit + Dativ (jemandem / etwas)
توانایی پا به پا رفتن، رقابت کردن و برابری با دیگران در سرعت، کیفیت یا سطح.
- Der junge Athlet kann mit den erfahrenen Läufern mithalten.ورزشکار جوان میتواند با دوندگان باتجربه رقابت کند.
- Diese neue Technologie hält mit den internationalen Standards mit.این فناوری جدید با استانداردهای بینالمللی همگام است.