warmhalten
گرم نگه داشتن، رابطه را حفظ کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas warmhalten)
نگه داشتن غذا، بدن یا مکانی در دمای مناسب و گرم.
- Bitte halte die Suppe warm, bis wir essen.لطفاً سوپ را گرم نگه دار تا زمانی که غذا بخوریم.
- Er wickelte das Baby in eine Decke, um es warmzuhalten.او نوزاد را در پتو پیچید تا گرم بماند.
2
Akkusativ (jemanden / etwas warmhalten)
مجازی: کسی را برای فرصتهای آینده یا سود احتمالی نزدیک خود نگه داشتن، رابطه را حفظ کردن.
- Er hält sich mehrere Kandidaten warm, falls die erste Wahl nicht klappt.او چندین نامزد را در نظر دارد تا در صورت عدم موفقیت گزینه اول، از آنها استفاده کند.
- Sie hält den Kontakt zu ihren alten Freunden warm, um ihr Netzwerk zu pflegen.او ارتباط خود را با دوستان قدیمیاش حفظ میکند تا شبکهاش را تقویت کند.