hämisch

Aussprache: /ˈhɛːmɪʃ/
Worttrennung: hä·misch
صفت

بدخواهانه، کینه‌توزانه، با خنده تمسخرآمیز

Bedeutungen

1

نشان‌دهنده لذت بردن از بدبختی یا اشتباه دیگران؛ بدخواهانه، کینه‌توزانه یا با تمسخر.

  • Er grinste hämisch, als er seinen Rivalen scheitern sah.وقتی رقیبش را در حال شکست دید، با بدخواهی پوزخند زد.
  • Ihre hämische Bemerkung verletzte ihn tief.اظهار نظر کینه‌توزانه او عمیقاً او را آزار داد.
  • Mit einem hämischen Lächeln beobachtete er, wie sie stolperte.او با لبخندی تمسخرآمیز تماشای کرد که او زمین خورد.