hämmern

Aussprache: /ˈhɛmɐn/
Worttrennung: häm·mern
فعل

چکش زدن، کوبیدن، تپیدن، در ذهن فرو کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (was) / an + Akkusativ (wohin)

با چکش به چیزی ضربه زدن، کوبیدن یا به شدت ضربه زدن.

  • Der Handwerker hämmert Nägel in die Wand.کارگر میخ‌ها را در دیوار می‌کوبد.
  • Er hämmerte wütend gegen die Tür.او با عصبانیت به در می‌کوبید.
2 intransitiv (بدون مفعول)

(مجازی) به شدت و با ریتم تند ضربان داشتن یا درد کردن (مانند قلب یا سر).

  • Sein Herz hämmert vor Aufregung.قلبش از هیجان به شدت می‌تپد.
  • Nach dem Rennen hämmert mir der Kopf.بعد از مسابقه سرم به شدت درد می‌کند.
3 Akkusativ (was)

(مجازی) چیزی را به طور مداوم و با تاکید زیاد در ذهن کسی فرو کردن یا تکرار کردن.

  • Die Lehrerin hämmert den Schülern die Regeln ein.معلم قوانین را به طور مداوم به دانش‌آموزان گوشزد می‌کند.
  • Diese Idee hämmert mir schon seit Tagen im Kopf herum.این ایده چندین روز است که در ذهنم می‌چرخد.