hämmerbar

Aussprache: /ˈhɛmɐbaːɐ̯/
Worttrennung: häm·mer·bar
صفت

چکش‌خوار، قابل چکش‌کاری

Bedeutungen

1

ماده‌ای که می‌توان آن را با چکش شکل داد یا کوبید بدون اینکه بشکند یا آسیب ببیند؛ چکش‌خوار.

  • Kupfer ist ein gut hämmerbares Metall.مس فلزی است که به خوبی چکش‌خوار است.
  • Der Schmied prüfte, ob das Metall hämmerbar war.آهنگر بررسی کرد که آیا فلز چکش‌خوار است یا خیر.
  • Diese Art von Stein ist nicht hämmerbar.این نوع سنگ قابل چکش‌کاری نیست.