hämmerbar
چکشخوار، قابل چکشکاری
Bedeutungen
1
مادهای که میتوان آن را با چکش شکل داد یا کوبید بدون اینکه بشکند یا آسیب ببیند؛ چکشخوار.
- Kupfer ist ein gut hämmerbares Metall.مس فلزی است که به خوبی چکشخوار است.
- Der Schmied prüfte, ob das Metall hämmerbar war.آهنگر بررسی کرد که آیا فلز چکشخوار است یا خیر.
- Diese Art von Stein ist nicht hämmerbar.این نوع سنگ قابل چکشکاری نیست.