händeringend
با التماس، با دستپاچگی، به شدت (در جستجو)
Bedeutungen
1
با اضطرار و اشتیاق فراوان؛ به شدت در حال جستجو یا درخواست چیزی.
- Die Firma sucht händeringend nach neuen Mitarbeitern.شرکت به شدت به دنبال کارمندان جدید است.
- Er bat händeringend um Hilfe.او با التماس درخواست کمک کرد.
- Die Regierung braucht händeringend Investitionen.دولت به شدت به سرمایهگذاری نیاز دارد.