händisch
دستی، به صورت دستی، با دست
Bedeutungen
1
انجام شده یا ساخته شده با دست، نه با ماشین یا ابزار خودکار.
- Die Verpackung erfolgte händisch.بستهبندی به صورت دستی انجام شد.
- Er bevorzugt händische Arbeit gegenüber maschineller.او کار دستی را به کار ماشینی ترجیح میدهد.
- Das Kleid wurde mit händischer Stickerei verziert.لباس با گلدوزی دستی تزئین شده بود.