herunterhängen
آویزان شدن به سمت پایین، افتادن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
به صورت آویزان به سمت پایین قرار گرفتن یا حرکت کردن (فعل لازم).
- Die Vorhänge hängen herunter und verdecken das Fenster.پردهها به سمت پایین آویزان شدهاند و پنجره را پوشاندهاند.
- Nach dem Regen hingen die Blätter schwer herunter.پس از باران، برگها سنگین به سمت پایین آویزان شده بودند.
2
Akkusativ (etwas herunterhängen)
چیزی را به سمت پایین آویزان کردن (فعل متعدی).
- Er hängte die Wäsche zum Trocknen herunter.او لباسها را برای خشک شدن به سمت پایین آویزان کرد.
- Bitte hängen Sie die Lampe tiefer herunter.لطفاً لامپ را پایینتر آویزان کنید.