raushängen

Aussprache: /ˈraʊsˌhɛŋən/
Worttrennung: raus·hän·gen
فعل

بیرون آویزان کردن، به رخ کشیدن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas raushängen)

چیزی را از جایی به بیرون آویزان کردن یا اجازه دادن که بیرون آویزان باشد.

  • Er ließ die Fahne aus dem Fenster seines Zimmers heraushängen.او پرچم را از پنجره اتاقش بیرون آویزان کرد.
  • Die Wäsche hängt zum Trocknen aus dem Fenster.لباس‌ها برای خشک شدن از پنجره بیرون آویزان هستند.
2 intransitiv (بدون مفعول)

چیزی از جایی به بیرون آویزان بودن یا بیرون زدن.

  • Der Ärmel seines Pullovers hing schon lange heraus.آستین پلیور او مدت‌ها بود که بیرون زده بود.
  • Ein Stück des Stoffes hing aus der Tasche.تکه‌ای از پارچه از جیب بیرون آویزان بود.
3 sich + (intransitiv)

(عامیانه، sich raushängen lassen) خودنمایی کردن، به رخ کشیدن، بیش از حد خود را نشان دادن یا ادعا کردن.

  • Er lässt gerne seine neuen Schuhe raushängen.او دوست دارد کفش‌های جدیدش را به رخ بکشد.
  • Sie lässt sich nicht gerne für ihre Leistungen loben und tut nicht auf dicke Hose.او دوست ندارد برای دستاوردهایش مورد ستایش قرار گیرد و خودنمایی نمی‌کند.