raushängen
بیرون آویزان کردن، به رخ کشیدن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas raushängen)
چیزی را از جایی به بیرون آویزان کردن یا اجازه دادن که بیرون آویزان باشد.
- Er ließ die Fahne aus dem Fenster seines Zimmers heraushängen.او پرچم را از پنجره اتاقش بیرون آویزان کرد.
- Die Wäsche hängt zum Trocknen aus dem Fenster.لباسها برای خشک شدن از پنجره بیرون آویزان هستند.
2
intransitiv (بدون مفعول)
چیزی از جایی به بیرون آویزان بودن یا بیرون زدن.
- Der Ärmel seines Pullovers hing schon lange heraus.آستین پلیور او مدتها بود که بیرون زده بود.
- Ein Stück des Stoffes hing aus der Tasche.تکهای از پارچه از جیب بیرون آویزان بود.
3
sich + (intransitiv)
(عامیانه، sich raushängen lassen) خودنمایی کردن، به رخ کشیدن، بیش از حد خود را نشان دادن یا ادعا کردن.
- Er lässt gerne seine neuen Schuhe raushängen.او دوست دارد کفشهای جدیدش را به رخ بکشد.
- Sie lässt sich nicht gerne für ihre Leistungen loben und tut nicht auf dicke Hose.او دوست ندارد برای دستاوردهایش مورد ستایش قرار گیرد و خودنمایی نمیکند.