zurückhängen
عقب ماندن، آویزان کردن دوباره
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
در یک مسابقه، رقابت یا پیشرفت از دیگران عقب ماندن.
- Nachdem er krank war, fiel er im Studium weit zurück.پس از اینکه بیمار بود، در تحصیلش بسیار عقب افتاد.
- Das Unternehmen hängt in der technologischen Entwicklung zurück.شرکت در توسعه فناوری عقب مانده است.
2
intransitiv (بدون مفعول)
چیزی که در پشت آویزان است یا به عقب متمایل شده است.
- Der Vorhang hängt zu weit zurück und blockiert das Fenster.پرده خیلی به عقب آویزان شده و پنجره را مسدود میکند.
- Das Bild hängt schief zurück an der Wand.تابلو کج به عقب روی دیوار آویزان است.