aufhängen
آویزان کردن, نصب کردن, پایان دادن (تلفن)
Bedeutungen
1
etwas aufhängen (Akkusativ)
چیزی را به جایی آویزان کردن یا نصب کردن تا در معرض دید باشد یا آویخته بماند.
- Wir müssen die Bilder an der Wand aufhängen.ما باید تابلوها را روی دیوار آویزان کنیم.
- Sie hängte ihre Jacke über den Stuhl.او کتش را روی صندلی آویزان کرد.
2
intransitiv (بدون مفعول)
مکالمه تلفنی را به پایان رساندن؛ تلفن را قطع کردن.
- Der Anrufer legte einfach auf, ohne etwas zu sagen.تماسگیرنده بدون گفتن هیچ حرفی تلفن را قطع کرد.
- Ich muss jetzt auflegen, mein Akku ist fast leer.من باید الان تلفن را قطع کنم، باتریام تقریباً خالی است.