hänseln

Aussprache: /ˈhɛnzl̩n/
Worttrennung: hän·seln
فعل

دست انداختن، سر به سر گذاشتن، مسخره کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden hänseln)

کسی را به طور مداوم و اغلب با نیت نه چندان خوب، مسخره کردن، دست انداختن یا اذیت کردن.

  • Die älteren Kinder hänselten den Neuen in der Klasse.بچه‌های بزرگتر به تازه‌وارد کلاس سرکوفت می‌زدند.
  • Hör auf, mich zu hänseln!دست از سر به سر من گذاشتن بردار!