hänseln
دست انداختن، سر به سر گذاشتن، مسخره کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden hänseln)
کسی را به طور مداوم و اغلب با نیت نه چندان خوب، مسخره کردن، دست انداختن یا اذیت کردن.
- Die älteren Kinder hänselten den Neuen in der Klasse.بچههای بزرگتر به تازهوارد کلاس سرکوفت میزدند.
- Hör auf, mich zu hänseln!دست از سر به سر من گذاشتن بردار!