aushärten
سخت شدن، خشک شدن، خود گرفتن (مواد)، مقاوم شدن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
سخت شدن، خشک شدن، جامد شدن یا مقاوم شدن (معمولاً در مورد مواد مانند بتن، پلاستیک، رنگ).
- Der Zement muss erst aushärten, bevor man darauf laufen kann.سیمان باید اول خشک شود تا بتوان روی آن راه رفت.
- Die ausgehärtete Harzschicht schützt die Oberfläche.لایه رزین سخت شده از سطح محافظت میکند.
2
Akkusativ (etwas aushärten)
چیزی را سخت کردن، مقاوم کردن یا وادار به تحمل شرایط سخت کردن.
- Die ständige Kritik hat ihn nicht gebrochen, sondern eher ausgehärtet.انتقاد مداوم او را نشکست، بلکه مقاومتر کرد.
- Man muss das Material unter Hitze aushärten.باید ماده را تحت حرارت سخت کرد.