härten
سخت کردن، آبدیده کردن
Beispiele
- Viele Stahlsorten werden durch Legieren ''gehärtet.بسیاری از انواع فولاد با آلیاژسازی سخت میشوند.
- Die Tonvasen ''härten'' erst bei hoher Temperatur.گلدانهای سفالی فقط در دمای بالا سخت میشوند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را مقاومتر، محکمتر یا سختتر کردن (مثلاً فلز).
- Man härtet Stahl, um ihn widerstandsfähiger zu machen.فولاد را سخت میکنند تا مقاومتر شود.
- Die Sonne härtet den Lehmboden.خورشید خاک رس را سخت میکند.
2
sich
خود را مقاوم کردن، آبدیده شدن، سخت شدن (مثلاً در برابر سرما).
- Er härtet sich durch regelmäßiges Schwimmen im kalten Wasser ab.او با شنای منظم در آب سرد خود را آبدیده میکند.
- Man muss sich gegen die Widrigkeiten des Lebens härten.باید خود را در برابر ناملایمات زندگی مقاوم کرد.