hässlich
زشت، ناپسند، زننده
Bedeutungen
1
دارای ظاهری ناخوشایند، زننده و غیرقابل تحمل که باعث انزجار یا ناراحتی میشود.
- Das hässliche Entlein verwandelte sich in einen wunderschönen Schwan.اِشَکِ زشت به قو زیبایی تبدیل شد.
- Er trug ein hässliches Hemd mit bunten Mustern.او یک پیراهن زشت با طرحهای رنگارنگ پوشیده بود.
- Die Stadt hat viele hässliche Gebäude aus der Nachkriegszeit.این شهر ساختمانهای زشت زیادی از دوران پس از جنگ دارد.
2
غیردوستانه، ناخوشایند یا نامطبوع در رفتار یا شخصیت.
- Seine hässliche Bemerkung verletzte ihre Gefühle.اظهار نظر ناپسند او احساساتش را جریحهدار کرد.
- Wir hatten eine hässliche Auseinandersetzung wegen des Parkplatzes.ما به خاطر جای پارک مشاجره ناخوشایندی داشتیم.
- Das Wetter war heute wirklich hässlich und regnerisch.هوا امروز واقعاً بد و بارانی بود.