hässlich

Aussprache: /ˈhɛslɪç/
Worttrennung: häss·lich
صفت

زشت، ناپسند، زننده

Bedeutungen

1

دارای ظاهری ناخوشایند، زننده و غیرقابل تحمل که باعث انزجار یا ناراحتی می‌شود.

  • Das hässliche Entlein verwandelte sich in einen wunderschönen Schwan.اِشَکِ زشت به قو زیبایی تبدیل شد.
  • Er trug ein hässliches Hemd mit bunten Mustern.او یک پیراهن زشت با طرح‌های رنگارنگ پوشیده بود.
  • Die Stadt hat viele hässliche Gebäude aus der Nachkriegszeit.این شهر ساختمان‌های زشت زیادی از دوران پس از جنگ دارد.
2

غیردوستانه، ناخوشایند یا نامطبوع در رفتار یا شخصیت.

  • Seine hässliche Bemerkung verletzte ihre Gefühle.اظهار نظر ناپسند او احساساتش را جریحه‌دار کرد.
  • Wir hatten eine hässliche Auseinandersetzung wegen des Parkplatzes.ما به خاطر جای پارک مشاجره ناخوشایندی داشتیم.
  • Das Wetter war heute wirklich hässlich und regnerisch.هوا امروز واقعاً بد و بارانی بود.