hätscheln

Aussprache: /ˈhɛtʃl̩n/
Worttrennung: hät·scheln
فعل

ناز و نوازش کردن، لوس کردن، بیش از حد ناز دادن

Beispiele

  • Das Mädchen ''hätschelte'' ihr kleines Kaninchen.دختر خرگوش کوچکش را ناز و نوازش می‌کرد.
  • Du ''hätschelst'' deinen Sohn wieder zu sehr!تو دوباره پسرت را بیش از حد لوس می‌کنی!
  • Sie ''hätschelte'' ihren alten Plan.او نقشه قدیمی‌اش را ناز و نوازش می‌کرد (به آن اهمیت زیادی می‌داد).

Bedeutungen

1 Akkusativ

کسی یا چیزی را با محبت زیاد و اغلب بیش از حد نوازش کردن یا لوس کردن

  • Sie hätschelt ihre Katze wie ein kleines Kind.او گربه‌اش را مثل یک بچه کوچک ناز و نوازش می‌کند.
  • Man sollte Kinder nicht zu sehr hätscheln, sonst werden sie verwöhnt.نباید بچه‌ها را زیاد لوس کرد، وگرنه لوس می‌شوند.