aufhaben

Aussprache: /ˈaʊ̯fˌhaːbn̩/
Worttrennung: auf·ha·ben
فعل

به سر/چشم داشتن، باز بودن، تکلیف داشتن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas aufhaben)

پوشاک روی سر یا چشم (مانند کلاه، عینک، هدفون) را بر تن داشتن.

  • Er hat immer eine Mütze auf, auch im Haus.او همیشه کلاهی بر سر دارد، حتی در خانه.
  • Sie hatte eine Sonnenbrille aufgehabt, um ihre Augen zu schützen.او عینکی آفتابی برای محافظت از چشمانش به چشم داشت.
2 intransitiv (بدون مفعول)

باز بودن فروشگاه، مکان عمومی یا پنجره.

  • Ist das Geschäft heute noch auf?آیا مغازه امروز هنوز باز است؟
  • Das Fenster bleibt über Nacht immer auf.پنجره همیشه شب‌ها باز می‌ماند.
3 Akkusativ (jemanden / etwas aufhaben)

تکلیف خانگی یا وظیفه‌ای برای انجام دادن داشتن.

  • Was hast du heute für Hausaufgaben auf?امروز چه تکالیف خانگی داری؟
  • Der Lehrer hat uns eine Menge Arbeit für morgen aufgehabt.معلم برای فردا به ما مقدار زیادی کار محول کرده است.