häufig

Aussprache: /ˈhɔɪ̯fɪç/
Worttrennung: häu·fig
صفت

اغلب، مکرر، به‌کرات

Bedeutungen

1

اتفاق افتادن یا تکرار شدن در فواصل زمانی کوتاه یا با تعداد زیاد؛ رایج.

  • Diese Art von Fehlern ist bei Anfängern häufig.این نوع خطاها در میان مبتدیان رایج است.
  • Wir treffen uns häufig in diesem Café.ما اغلب در این کافه همدیگر را ملاقات می‌کنیم.
  • Die häufigen Regenfälle haben die Ernte beschädigt.بارندگی‌های مکرر به محصول آسیب رساندند.