häufig
اغلب، مکرر، بهکرات
Bedeutungen
1
اتفاق افتادن یا تکرار شدن در فواصل زمانی کوتاه یا با تعداد زیاد؛ رایج.
- Diese Art von Fehlern ist bei Anfängern häufig.این نوع خطاها در میان مبتدیان رایج است.
- Wir treffen uns häufig in diesem Café.ما اغلب در این کافه همدیگر را ملاقات میکنیم.
- Die häufigen Regenfälle haben die Ernte beschädigt.بارندگیهای مکرر به محصول آسیب رساندند.