hochheben
بلند کردن، بالا بردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas / jemanden hochheben)
چیزی یا کسی را مستقیماً از سطح پایین به سمت بالا بلند کردن.
- Kannst du mir bitte helfen, diese schwere Kiste hochzuheben?میتوانی لطفاً به من کمک کنی این جعبه سنگین را بلند کنم؟
- Die Mutter hob ihr Baby hoch und küsste es.مادر نوزادش را بالا برد و او را بوسید.