einheben

Aussprache: /ˈaɪ̯nˌheːbn̩/
Worttrennung: ein·he·ben
فعل

جا زدن (با بلند کردن)، جمع‌آوری کردن (مالیات)

Bedeutungen

1 Akkusativ (+ in + Akkusativ)

در، پنجره یا قطعه‌ای سنگین را با بلند کردن در لولا یا جایگاهش جا زدن.

  • Wir mussten das schwere Fensterrahmen vorsichtig einheben.ما مجبور بودیم قاب سنگین پنجره را با دقت جا بزنیم.
  • Der Schreiner hob die Tür in ihre Angeln ein.نجار در را در لولاهای خود جا زد.
2 Akkusativ (+ von + Dativ)

(رسمی/در اتریش) جمع‌آوری و دریافت نمودن مالیات، عوارض یا شهریه.

  • Die Universität hebt die Studiengebühren jedes Semester ein.دانشگاه هر ترم شهریه را جمع‌آوری می‌کند.
  • Der Verein hebt von seinen Mitgliedern einen jährlichen Beitrag ein.انجمن از اعضای خود حق عضویت سالانه دریافت می‌کند.