heben
بلند کردن، بالا بردن، ارتقا دادن، برداشت کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
بلند کردن یا بالا بردن اشیاء، اجسام سنگین یا اعضای بدن
- Er hob den schweren Koffer ohne fremde Hilfe.او چمدان سنگین را بدون کمک دیگران بلند کرد.
- Bitte heben Sie die Hand, wenn Sie eine Frage stellen möchten.لطفاً اگر میخواهید سوالی بپرسید، دستتان را بالا ببرید.
2
Akkusativ (+ von + Dativ)
برداشت کردن پول یا اعتبار از حساب بانکی یا عابربانک
- Ich muss vor der Reise noch Geld von meinem Konto heben.من باید قبل از سفر قدری پول از حسابم برداشت کنم.
- Sie hat 200 Euro am Bankautomaten gehoben.او ۲۰۰ یورو از دستگاه خودپرداز برداشت کرد.
3
Akkusativ
ارتقا دادن، بهبود بخشیدن و بالا بردن کیفیت، سطح، ارزش یا روحیه
- Diese Investitionen sollen das Bildungsniveau im Land heben.این سرمایهگذاریها قرار است سطح آموزش را در کشور ارتقا دهند.
- Gute Nachrichten haben die allgemeine Stimmung spürbar gehoben.اخبار خوب روحیه عمومی را به طور محسوسی بالا برد.
4
sich (reflexiv)
بالا رفتن، افراشته شدن یا افزایش یافتن (سطح آب، مه، قیمت)
- Der dichte Nebel hob sich im Laufe des Vormittags.مه غلیظ در طول قبلازظهر بالا رفت (برطرف شد).
- Der Wasserspiegel des Sees hat sich nach den Regenfällen deutlich gehoben.سطح آب دریاچه پس از بارندگیها به طور چشمگیری بالا رفته است.