heben

Aussprache: /ˈheːbn̩/
Worttrennung: he·ben
فعل

بلند کردن, بالا بردن, ارتقا دادن, برداشت کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas heben)

بلند کردن یا بالا بردن اشیاء، اجسام سنگین یا اعضای بدن از سطح زمین یا از حالت پایین.

  • Er hob die schwere Kiste an.او جعبه سنگین را بلند کرد.
  • Sie hob die Hände in die Luft.او دستانش را به هوا بلند کرد.
2 Akkusativ (jemanden / etwas heben)

برداشت کردن پول یا اعتبار از حساب بانکی یا عابربانک.

  • Ich muss Geld von meinem Konto abheben.من باید از حسابم پول برداشت کنم.
  • Kann ich hier Bargeld abheben?آیا می‌توانم اینجا پول نقد برداشت کنم؟
3 Akkusativ (jemanden / etwas heben)

ارتقا دادن، بهبود بخشیدن و بالا بردن کیفیت، سطح، ارزش یا روحیه.

  • Diese Maßnahme wird die Lebensqualität heben.این اقدام کیفیت زندگی را ارتقا خواهد داد.
  • Sein Lob hob die Stimmung der Mannschaft.تمجید او روحیه تیم را بالا برد.
4 intransitiv (بدون مفعول)

بالا رفتن، افراشته شدن یا افزایش یافتن (سطح آب، مه، قیمت).

  • Der Wasserspiegel hat sich um einen Meter gehoben.سطح آب یک متر بالا رفته است.
  • Der Nebel hob sich langsam vom Tal.مه به آرامی از دره بالا رفت.