aufheben
برداشتن, نگه داشتن, لغو کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (+ vom + Dativ)
چیزی را از روی زمین یا سطح بلند کردن و برداشتن
- Er hob den Stift vom Boden auf.او مداد را از روی زمین برداشت.
- Bitte heben Sie Ihre Hände auf.لطفاً دستهایتان را بالا ببرید.
2
Akkusativ (jemanden / etwas aufheben)
چیزی را برای استفاده در آینده یا به عنوان یادگاری نگه داشتن و حفظ کردن
- Ich habe diese alte Münze als Andenken aufgehoben.من این سکه قدیمی را به عنوان یادگاری نگه داشتهام.
- Wir müssen diese Traditionen aufheben.ما باید این سنتها را حفظ کنیم.
3
Akkusativ (jemanden / etwas aufheben)
لغو کردن، باطل ساختن یا خاتمه دادن به حکم، قانون، تحریم یا محدودیت
- Das Verbot wurde aufgehoben.ممنوعیت لغو شد.
- Die Regierung hob die Sanktionen auf.دولت تحریمها را لغو کرد.