hoch

Aussprache: /hoːx/
Worttrennung: hoch
صفت

بلند، مرتفع

Bedeutungen

1

دارای ارتفاع زیاد از سطح زمین یا از اطراف؛ مرتفع.

  • Der Mount Everest ist der höchste Berg der Welt.کوه اورست بلندترین کوه جهان است.
  • Sie wohnt in einem hoch gelegenen Stadtteil.او در یک منطقه مرتفع شهر زندگی می‌کند.
  • Die Brücke ist sehr hoch und beeindruckend.این پل بسیار بلند و چشمگیر است.
2

درجه بالا، سطح بالا، شدید.

  • Er hat ein hohes Einkommen.او درآمد بالایی دارد.
  • Die Temperaturen sind heute sehr hoch.دماها امروز بسیار بالا هستند.
  • Wir brauchen eine hochrangige Entscheidung.ما به یک تصمیم سطح بالا نیاز داریم.
3

با کیفیت بالا، عالی.

  • Das Restaurant bietet Speisen auf höchstem Niveau.این رستوران غذاهایی در بالاترین سطح کیفیت ارائه می‌دهد.
  • Sie hat hohe Erwartungen an ihre Studenten.او انتظارات بالایی از دانشجویانش دارد.
  • Das ist ein hoch angesehener Wissenschaftler.این یک دانشمند بسیار محترم است.