höchstrangig
عالیرتبه، بلندپایه، در بالاترین رده
Bedeutungen
1
دارای بالاترین مقام یا رتبه در یک سازمان، ارتش، یا سلسله مراتب اجتماعی.
- Der höchstrangige Offizier hielt eine Rede vor den versammelten Soldaten.عالیرتبهترین افسر در مقابل سربازان حاضر سخنرانی کرد.
- Das Treffen fand auf höchstrangiger Ebene statt, um die Krise zu lösen.این دیدار در بالاترین رده برای حل بحران برگزار شد.
- Sie ist eine der höchstrangigen Beamtinnen im Ministerium.او یکی از بلندپایهترین مقامات زن در وزارتخانه است.