höffig

Aussprache: /ˈhœfɪç/
Worttrennung: höf·fig
صفت

امیدوارکننده (از نظر وجود منابع معدنی)

Bedeutungen

1

اشاره به مکانی یا منطقه‌ای که نشانه‌های امیدوارکننده‌ای از وجود ذخایر معدنی یا منابع طبیعی در آن دیده می‌شود و پتانسیل اکتشاف دارد.

  • Die geologischen Untersuchungen ergaben ein höffiges Ergebnis für Goldvorkommen.بررسی‌های زمین‌شناسی نتیجه امیدوارکننده‌ای برای ذخایر طلا به دست داد.
  • Das Gebiet gilt als höffig für die Suche nach seltenen Erden.این منطقه برای جستجوی عناصر خاکی کمیاب امیدوارکننده تلقی می‌شود.
  • Die Bohrungen in der Region waren höffig und zeigten Anzeichen von Erdöl.حفاری‌ها در منطقه امیدوارکننده بود و نشانه‌هایی از نفت را نشان داد.