höfisch

Aussprache: /ˈhøːfɪʃ/
Worttrennung: hö·fisch
صفت

درباری، شاهانه، مربوط به دربار

Bedeutungen

1

مربوط به دربار سلطنتی، آداب و رسوم آن، یا سبک زندگی اشرافی؛ شاهانه.

  • Die höfische Musik des 17. Jahrhunderts ist sehr komplex.موسیقی درباری قرن هفدهم بسیار پیچیده است.
  • Er verhielt sich in der Gegenwart des Königs sehr höfisch.او در حضور پادشاه بسیار درباری رفتار کرد.
  • Das Schloss war ein Beispiel höfischer Architektur.این قلعه نمونه‌ای از معماری درباری بود.