höfisch
درباری، شاهانه، مربوط به دربار
Bedeutungen
1
مربوط به دربار سلطنتی، آداب و رسوم آن، یا سبک زندگی اشرافی؛ شاهانه.
- Die höfische Musik des 17. Jahrhunderts ist sehr komplex.موسیقی درباری قرن هفدهم بسیار پیچیده است.
- Er verhielt sich in der Gegenwart des Königs sehr höfisch.او در حضور پادشاه بسیار درباری رفتار کرد.
- Das Schloss war ein Beispiel höfischer Architektur.این قلعه نمونهای از معماری درباری بود.