hoch
بلند، مرتفع
Bedeutungen
1
دارای ارتفاع زیاد از سطح زمین یا از اطراف؛ مرتفع.
- Der Mount Everest ist der höchste Berg der Welt.کوه اورست بلندترین کوه جهان است.
- Sie wohnt in einem hoch gelegenen Stadtteil.او در یک منطقه مرتفع شهر زندگی میکند.
- Die Brücke ist sehr hoch und beeindruckend.این پل بسیار بلند و چشمگیر است.
2
درجه بالا، سطح بالا، شدید.
- Er hat ein hohes Einkommen.او درآمد بالایی دارد.
- Die Temperaturen sind heute sehr hoch.دماها امروز بسیار بالا هستند.
- Wir brauchen eine hochrangige Entscheidung.ما به یک تصمیم سطح بالا نیاز داریم.
3
با کیفیت بالا، عالی.
- Das Restaurant bietet Speisen auf höchstem Niveau.این رستوران غذاهایی در بالاترین سطح کیفیت ارائه میدهد.
- Sie hat hohe Erwartungen an ihre Studenten.او انتظارات بالایی از دانشجویانش دارد.
- Das ist ein hoch angesehener Wissenschaftler.این یک دانشمند بسیار محترم است.