höhen

Aussprache: /ˈhøːən/
Worttrennung: hö·hen
فعل

بلند کردن، افزایش دادن، برجسته کردن

Beispiele

  • Auf dem Gemälde wurden die Gewänder der Heiligen Drei Könige mit Gold ''gehöht''.در نقاشی، لباس‌های سه پادشاه با طلا برجسته شده بود.
  • Zum Jahreswechsel ''höhte'' das Verkehrsunternehmen die Tarife.در آغاز سال، شرکت حمل و نقل کرایه‌ها را افزایش داد.
  • Er sollte sich nicht selbst ''höhen'' und rühmen.او نباید خودش را بالا ببرد و ستایش کند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را از نظر ارتفاع بالا بردن یا بلندتر کردن (معمولاً با "erhöhen" جایگزین می‌شود).

  • Man kann den Tisch durch Unterlagen höhen.می‌توان با زیراندازها میز را بالا برد.
  • Er versuchte, den Ton seiner Stimme zu höhen.او سعی کرد صدای خود را بالا ببرد.
2 sich

خود را از نظر ارتفاع بالا بردن، اوج گرفتن (مثلاً در مورد پرنده).

  • Der Adler höhte sich in den Himmel.عقاب در آسمان اوج گرفت.
  • Die Preise höhen sich ständig.قیمت‌ها دائماً بالا می‌روند.