höken
دستفروشی کردن، خردهفروشی کردن
Beispiele
- Sie ''höken'' mit holländischem Käse, Eiern, Butter, Gemüse und Heringen.آنها پنیر هلندی، تخم مرغ، کره، سبزیجات و شاهماهی میفروشند.
Bedeutungen
1
Akkusativ (für Waren) / intransitiv
کالاها را به صورت دستفروشی یا دوره گردی فروختن، چانه زدن برای قیمت (معادل hökern)
- Er hökt mit alten Büchern an der Straßenecke.او با کتابهای قدیمی در گوشه خیابان دستفروشی میکند.
- Früher hökten die Bauern ihre Produkte direkt an der Haustür.قبلاً کشاورزان محصولات خود را مستقیماً درب منزل میفروختند.