höllengleich
جهنممانند، شبیه جهنم
Bedeutungen
1
بسیار بد، ناخوشایند، دردناک یا جهنمی.
- Die Hitze in der Wüste war höllengleich.گرمای بیابان جهنممانند بود.
- Der Lärm der Baustelle war höllengleich und unerträglich.صدای کارگاه ساختمانی جهنممانند و غیرقابل تحمل بود.
- Nach dem Unfall war seine Situation höllengleich.پس از تصادف، وضعیت او جهنممانند بود.