höllisch

Aussprache: /ˈhœlɪʃ/
Worttrennung: höl·lisch
صفت

جهنمی، دوزخی؛ (بسیار منفی) وحشتناک، دردناک

Bedeutungen

1

مربوط به جهنم یا دوزخ؛ بسیار بد، وحشتناک یا دردناک.

  • Die Hitze in der Sahara war höllisch.گرمای صحرای ساهارا جهنمی بود.
  • Er musste eine höllische Prüfung bestehen.او مجبور بود یک امتحان وحشتناک را پشت سر بگذارد.
  • Das Leben in den Schützengräben war höllisch.زندگی در سنگرها دوزخی بود.
2

به شدت یا فوق‌العاده (به عنوان قید یا برای تاکید).

  • Das war höllisch gut!این فوق‌العاده خوب بود!
  • Er hat sich höllisch gelangweilt.او به شدت حوصله‌اش سر رفته بود.
  • Sie rannte höllisch schnell.او به طرز وحشتناکی سریع دوید.