hölzern
چوبی، خشک و بیروح (مانند چوب)
Bedeutungen
1
ساخته شده از چوب یا شبیه به چوب.
- Sie saß auf einem alten, hölzernen Stuhl.او روی یک صندلی چوبی قدیمی نشسته بود.
- Der Tisch war aus massivem hölzernem Material gefertigt.میز از جنس چوب جامد ساخته شده بود.
- Die hölzerne Brücke führte über den Fluss.پل چوبی از روی رودخانه عبور میکرد.
2
خشک، بیاحساس، غیرطبیعی و بدون انعطاف در رفتار یا بیان؛ مانند چوب.
- Seine hölzerne Stimme machte ihn als Schauspieler ungeeignet.صدای خشک و بیروح او او را برای بازیگری نامناسب میکرد.
- Ihre hölzerne Art zu sprechen war nicht sehr überzeugend.روش خشک و بیروح صحبت کردن او چندان قانعکننده نبود.
- Er gab eine hölzerne Antwort, die keine Emotion zeigte.او پاسخی خشک و بیروح داد که هیچ احساسی را نشان نمیداد.