hörbar
قابل شنیدن، شنیدنی
Bedeutungen
1
به اندازهای بلند یا واضح که بتوان آن را شنید؛ قابل درک با گوش.
- Sein Husten war im ganzen Raum hörbar.سرفههای او در کل اتاق شنیدنی بود.
- Die Musik war leise, aber deutlich hörbar.موسیقی کمصدا بود، اما به وضوح شنیدنی بود.
- Das Geräusch war kaum hörbar.صدا به سختی قابل شنیدن بود.