hörbar

Aussprache: /ˈhøːɐ̯baːɐ̯/
Worttrennung: hör·bar
صفت

قابل شنیدن، شنیدنی

Bedeutungen

1

به اندازه‌ای بلند یا واضح که بتوان آن را شنید؛ قابل درک با گوش.

  • Sein Husten war im ganzen Raum hörbar.سرفه‌های او در کل اتاق شنیدنی بود.
  • Die Musik war leise, aber deutlich hörbar.موسیقی کم‌صدا بود، اما به وضوح شنیدنی بود.
  • Das Geräusch war kaum hörbar.صدا به سختی قابل شنیدن بود.