hörig
وابسته، مطیع، برده
Bedeutungen
1
کسی که به شدت به شخص یا چیزی وابسته است و بدون چون و چرا اطاعت میکند؛ تحت نفوذ کامل.
- Er war seiner Frau völlig hörig und tat alles, was sie sagte.او کاملاً مطیع زنش بود و هر کاری که او میگفت انجام میداد.
- Die Angestellten fühlten sich dem neuen Chef hörig.کارمندان احساس میکردند به رئیس جدید وابسته و مطیع هستند.
- Sie war ihm hörig und konnte sich seiner Meinung nicht widersetzen.او به او وابسته بود و نمیتوانست با نظرش مخالفت کند.