hörnen
به همسر خیانت کردن, شاخ گذاشتن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemandes Ehepartner + hörnnen)
به همسر کسی خیانت کردن، به همسر فرد دیگری وارد رابطه شدن (اصطلاح قدیمی یا نادر، به معنای 'شاخ گذاشتن').
- Es war ein alter Brauch, dass man den Ehepartner des Freundes nicht hörnnen durfte.رسم قدیمی این بود که نباید به همسر دوست خیانت میکردی.
- Man munkelte, er habe seine Nachbarin gehörnt.شایعه شده بود که او به همسایه زن خود خیانت کرده است.
2
intransitiv / Akkusativ (etwas/jemanden + hörnnen)
برای حیوان، شاخ درآوردن یا با شاخ حمله کردن (کاربرد فنی یا نادر).
- Das junge Reh beginnt langsam zu hörnnen.گوزن جوان به آرامی شروع به درآوردن شاخ میکند.
- Der Stier hönnte wütend auf den Torero.گاو نر با خشم به سمت گاوباز حمله کرد.